آسترولوژی و سفر روح

پلوتو (♇ ) سیاره تغییر و تحول

پلوتو بر نشان عقرب (اسکورپیو) حکومت می‌کند.

خانه طبیعی پلوتو، خانه هشتم است.

مدار پلوتو ۲۴۸ سال طول می‌کشد.

یک دور کامل در محور آن ۶ روز و ۹ ساعت طول می‌کشد.

پلوتو حامل انرژی مردانه و فعال است، نیرویی متمرکز، نافذ و عمیق که در دل تاریکی به دنبال تولدی نو می‌گردد.

نماد پلوتو ترکیبی است از سه عنصر⇣

❂ صلیب ماده که نشان‌ دهنده‌ جهان فیزیکی و تجربه‌های زمینی است،

❂ دایره‌ روح که بیانگر ذات الهی و جاودانگی است،

❂ هلال آگاهی که بالاتر از هر دو قرار گرفته و نمادی از سلطه‌ آگاهی و بیداری بر جسم و روح است.

این نماد به ما یادآوری می‌کند که ماده و روح، هر دو ابزارهایی برای تجلی آگاهی هستند- و پلوتو با عبور از ویرانی، رستاخیز را ممکن می‌سازد.

 

ویژگی‌های اساسی پلوتو

  1. تولد دوباره
  2. یکپارچگی
  3. تحول
  4. روشن‌ گری
  5. حکمت
  6. تجدید حیات
  7. ادغام

ویژگی‌های چالشی پلوتو

  1. ویرانی
  2. مبارزه
  3. وسواس
  4. سردرگمی
  5. تعارض|درگیری

نقش سیاره اورانوس در شخصیت افراد

💡عملکرد اصلی پلوتو رشد روحی از طریق تجربیات دردناک است.

 

🩺 اعضای بدن که تحت تأثیر سیاره پلوتو هستند

  • اندام‌های تولید مثل (مردانه و زنانه)
  • غده پروستات
  • پشت گردن (مرکز واکنش‌های غریزی و تنش‌های عمیق)
  • حساسیت‌های پنهان مانند آلرژی‌ها
  • نیش‌ها و گزش‌های سمی (نمادی از تأثیرات پلوتونی ناگهانی و دگرگون‌ساز)
  • این نواحی همگی ریشه در انرژی خام، شهود غریزی، و توانایی بدن برای پاسخ به بحران و تولد دوباره دارند- همان چیزی که پلوتو در سطح روانی و روحی نیز با خود همراه دارد.

🎭 موارد و مفاهیم تحت تأثیر سیاره پلوتو

  • جهان زیرین و امور پنهان
  • اتحادها و قدرت‌های پشت پرده
  • مالیات‌ها و منابع مالی پنهان
  • دارایی‌های مشترک و سرمایه‌های نهفته
  • بیمه، وام‌ها و بدهی‌ها
  • آتشفشان‌ها و نیروهای مخرب زیرزمینی
  • زلزله‌ها و تغییرات ناگهانی
  • ارثیه، وصیت ‌نامه و انتقال سرمایه پس از مرگ

پلوتو در اساطیر

  • بر پایه اساطیر باستان، ژوپیتر، پادشاه خدایان، دو برادر داشت: نپتون، فرمانروای دریاها، و پلوتو، فرمانروای جهان زیرین.
  • پلوتو شخصیتی سرد، مرموز و انعطاف‌ ناپذیر داشت. او ترسناک‌ ترین خدایان بود، اما نه از سر شرارت، بلکه چون قاضی نهایی انسان‌ها محسوب می‌شد. او عدالت را بی‌هیچ ملاحظه‌ای اجرا می‌کرد- پاداش نیکی و مجازات بدی، وظیفه مقدس او بود. این خصلت، در طالع متولدین نشان عقرب نیز دیده می‌شود، افرادی با روحیه‌ای عدالت ‌محور، قدرتمند و عمیق.
  • قلمرو پلوتو، جهان زیرزمینی بود- دنیایی مه‌ آلود و مسطح، سرشار از سایه‌های رنگ‌ پریده ارواحی که از زندگی فیزیکی گذشته بودند.
  • در این جهان تاریک و رازآلود، رودخانه‌هایی افسانه‌ای جاری بودند: رودخانه «آه‌ها» (Acheron)، رودخانه «فراموشی» (Lethe)، و رودخانه‌ای شعله‌ور به نام «فلفتون» (Phlegethon)، که از آتش و دود گوگردی بی‌پایان می‌جوشید.
  • در اعماق این قلمرو، دیوارهای تاریک «تارتاروس» قرار داشت- سرزمینی ویژه ارواح گناهکار. در این مکان، ارواح در زنجیر، ناله می‌کردند و در برابر سه قاضی ایستاده، کارنامه نیکی و بدی‌شان سنجیده می‌شد.
  • اگر نیکی‌هایشان بر بدی‌ها می‌چربید، به دشت‌های روشن و شاد «الیزیوم» راه می‌یافتند- بهشتی در دل تاریکی، جایی در کنار تارتاروس.
  • رودخانه فلفتون، که حلقه‌ای از آتش دور تارتاروس می‌کشید، نمادی از رنج و تطهیر روح بود- رودی که به پلوتو و نشان عقرب پیوند خورده است، نشانه‌ای که مرگ را نه پایان، بلکه آغازی دوباره از درون خاکستر می‌بیند.

 

نگهبانان قلمرو پلوتو

  • قلمرو پلوتو، دنیای زیرزمینی اسرارآمیز، دروازه‌هایی دارد که به‌ وسیله موجودی خوف‌ انگیز نگهبانی می‌شود:
  • سِربِروس، سگ شیطانی با سه سر، که ورود را می‌پذیرد اما خروج را نمی‌بخشد. این موجود افسانه‌ای، نمادی از ترس، وفاداری به مرزهای ناشناخته، و نگهبانی از اسرار تاریک روح است.
  • با این حال، مسیرهایی پنهان برای رفت‌ و آمد میان جهان زیرین و دنیای بالا وجود داشته است. از این مسیرها، بخارات یا انرژی‌هایی از دنیای مردگان به جهان زندگان نشت می‌کردند- نمادی از تاثیرات نادیده اما محسوس پلوتو بر زندگی ما.
  • در اسطوره‌ها، هِرکول و اُرفئوس، هر دو موفق شدند از طریق غارهایی در یونان باستان وارد این دنیای ممنوعه شوند، سفری که همواره با شجاعت، رنج، و کشف حقیقت درونی همراه بود.
  • اما فراتر از این اسطوره‌ها، جوهره حقیقی پلوتو رشد روح است- اما نه از مسیر آسان. این سیاره ما را با عمیق‌ ترین زخم‌ها، ترس‌ها و فقدان‌ها روبرو می‌کند تا ما را وادار به دگرگونی و تولدی دوباره کند.

پلوتو نه‌ تنها دروازه‌ بان مرگ است، بلکه نگهبان باز زایش نیز هست.

 

از منظر تکاملی

  • پلوتو نمایانگر تغییرات عمیق و تحولات روحی است که ما را به سطوح بالاتری از آگاهی و درک هدایت می‌کند.
  • این سیاره با چالش‌ها و مبارزات خود به ما کمک می‌کند تا از نو تولد یابیم و به یکپارچگی و خرد برسیم.

 

👩‍👧‍👦 افراد مرتبط با این سیاره

  • توده‌ها
  • مردم عادی

شباهت پلوتو با نشان‌ عقرب

  • پلوتو و نشان عقرب هر دو قدرتی دارند که قادر به بازسازی یا نابودی روح هستند. این قدرت می‌تواند در هر دو جهت عمل کند: هم برای تخریب و هم برای احیا. اما تفاوت اصلی در هدف و کاربرد این قدرت است.

تفاوت‌

  • هدف آگاهانه نشان عقرب در زندگی، دستیابی به لذت شخصی و تجربه‌های عمیق و پیچیده است. در مقابل، هدف پلوتو تحریک تمایلات روحی برای رسیدن به روشنگری معنوی است، نه صرفاً لذت‌های فیزیکی و دنیوی.
  • در حالی که عقرب به دنبال تجربه‌های شدید و لذت‌جویانه است، پلوتو به ما فرصتی می‌دهد تا از طریق بحران‌ها و دگرگونی‌های درونی، به سطح بالاتری از آگاهی و فهم دست یابیم.

سیاره پلوتو در حرکت برگشتی (Pluto  Retrograde) چه تأثیری دارد؟

  • 🔄 زمانی که پلوتو در وضعیت برگشتی قرار دارد، انرژی آن به جای تجلی بیرونی، به درون روان و ناخودآگاه فرد متمرکز می‌شود. این حالت، دسترسی عمیق‌تری به ذهن برتر یا خرد درونی فراهم می‌کند و آغازگر دگرگونی‌هایی است که ابتدا در لایه‌های درونی روح شکل می‌گیرند و تنها پس از طی روندی پنهان، در جهان بیرونی نمود می‌یابند.
  • 🔄 پلوتو برگشتی اغلب با قدرت‌های روانی و روحی حفظ‌ شده از زندگی‌های گذشته پیوند دارد- استعدادهایی که می‌توانند در این زندگی شکوفا شوند، البته تنها زمانی که به شکلی مثبت و آگاهانه مورد استفاده قرار گیرند.
  • 🔄 از نظر کارمایی، جایگاه پلوتو در چارت تولد نشان می‌دهد که فرد بدهی ناتمام و مسئولیتی نسبت به انسان‌ها و جهانی دارد که از آن آمده است. این بدهی را می‌توان از طریق خدمت، همدلی، و تحول درونی جبران کرد.

 

کشف پلوتو داستان جستجو برای سیاره ایکس

  • کشف سیاره پلوتو نتیجه سال‌ها تلاش، تعهد و پشتکار مردی بود به نام دکتر پرسیوال لاول (Dr. Percival Lowell)، مدیر رصدخانه لاول در فلگستف، آریزونا. لاول که هم فیلسوف بود و هم ریاضیدان، مطالعات گسترده‌ای روی سیاره مارس انجام داده و حتی معتقد بود موجوداتی روی آن زندگی می‌کنند. اما آن‌چه توجه او را بیش از هر چیز دیگر جلب کرد، اختلالات اندکی در حرکت سیارات زحل و اورانوس بود، گویی نیرویی نامرئی آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌داد.
  • لاول بر اساس محاسبات دقیق، به این نتیجه رسید که احتمالاً سیاره‌ای ناشناخته در ورای نپتون وجود دارد- جرمی آسمانی که باعث این اختلالات گرانشی می‌شود. او این جرم فرضی را «سیاره X» نامید. در سال ۱۹۰۵، او تحقیقات خود را برای یافتن این سیاره آغاز کرد.

جستجوی آسمان: عکاسی از ناشناخته‌ها

  • رصد آسمان برای یافتن سیاره X کار ساده‌ای نبود. لاول تیمی از اخترشناسان را بسیج کرد تا آسمان را بخش‌بندی کرده و از هر قسمت چندین عکس تهیه کنند. پس از گذشت چند شب، مجدداً از همان ناحیه عکس گرفته می‌شد تا بتوان با مقایسه آن‌ها، جسمی را یافت که نسبت به پس‌زمینه ستارگان، جابه‌جا شده باشد- نشانه‌ای از حرکت سیاره‌ای.
  • هر عکس باید حدود سه ساعت در معرض نور قرار می‌گرفت تا حتی کم‌ نورترین ستارگان نیز بر روی فیلم ثبت شوند. لاول شخصاً سال‌ها وقت صرف بررسی دقیق این عکس‌ها کرد، با این امید که جسم پیش‌بینی‌شده را بیابد. اما پس از یک دهه تلاش بی‌وقفه، در سال ۱۹۱۶ درگذشت، بدون آن‌که موفق به کشف سیاره مورد نظرش شود. پس از مرگ او، جستجو برای مدتی متوقف شد.

تولد پلوتو: تحقق رؤیای دیرین

  • سیزده سال بعد، در سال ۱۹۲۹، جستجو دوباره آغاز شد- این بار توسط کلاید تومباگ (Clyde W. Tombaugh)، یک اخترشناس جوان در همان رصدخانه لاول. تومباگ نیز همان روش عکس‌برداری و مقایسه را دنبال کرد. سرانجام، موفق شد جسمی را شناسایی کند که به‌آرامی در میان ستارگان پس‌زمینه حرکت می‌کرد.
  • تحقیقات بیشتر نشان داد که این جسم بسیار دورتر از نپتون قرار دارد، رنگی مایل به زرد دارد و تقریباً چهار میلیارد مایل از خورشید فاصله دارد. این فاصله باعث می‌شود مقدار بسیار ناچیزی از گرمای خورشید به آن برسد.
  • این جرم آسمانی، که سال‌ها در انتظار کشف بود، در نهایت پلوتو نام گرفت- خدای دنیای زیرین در اساطیر روم. نامی که هم جایگاه دورافتاده و سرد آن را توصیف می‌کرد و هم رمزآلودگی و قدرت پنهان آن را.

ویژگی‌های فیزیکی سیاره پلوتو

بر اساس اطلاعات جمع‌آوری‌شده پس از کشف پلوتو، این جرم آسمانی یک کره کوچک، جامد و به رنگ زرد مایل به قهوه‌ای تشخیص داده شد که از نظر اندازه تقریباً با سیاره عطارد برابری می‌کرد. قطر پلوتو حدود ۳۷۰۰ مایل (تقریباً ۵۹۰۰ کیلومتر) برآورد شد.

  • مدار پلوتو ویژگی منحصربه‌ فردی دارد، با زاویه‌ای حدود ۱۷ درجه نسبت به صفحه مداری سیارات دیگر، به‌صورت بیضوی و متفاوت از سایر سیارات حرکت می‌کند. در بخشی از مسیرش، حتی وارد محدوده مدار نپتون می‌شود، اما به دلیل اختلاف فاصله‌ای حداقل ۲۰۰ مایل، هیچ خطر برخوردی میان آن دو وجود ندارد.
  • دمای سطحی تخمین ‌زده‌ شده: حدود منفی ۳۶۰ درجه فارنهایت (تقریباً منفی ۲۱۸ درجه سانتی‌گراد)
  • سرعت حرکت در مدار: حدود ۱۰٬۰۰۰ مایل در ساعت (در مقایسه با زمین: ۱۱۰٬۰۰۰ مایل در ساعت)

پلوتو، نماد رازها و رشد درونی

  • با وجود سال‌ها تحقیق، هنوز به‌ طور قطع مشخص نیست که آیا پلوتو دارای جاذبه، آب یا جوی قابل‌تشخیص است یا نه. آنچه ما می‌دانیم، تنها تصویری دور از کره‌ای سرد، تاریک، خشک و به رنگ زرد است—رنگی که به‌طور نمادین با سلامتی، روشنی ذهن، و اشتیاق در ارتباط است. این ویژگی‌ها، به‌طور شگفت‌انگیزی با انرژی درونی نشان عقرب نیز هم‌خوانی دارند.

مدار بی‌قاعده، روح بی‌تبعیت

  • مدار غیرمرکزی پلوتو که از قاعده مدار دیگر سیارات پیروی نمی‌کند، بازتابی از روحیه‌ سرسخت و مستقل عقرب‌هاست. آن‌ها، مانند سیاره‌ای که بر آن‌ها حکمرانی می‌کند، راه خود را می‌سازند و در برابر هر مانعی ایستادگی می‌کنند.

کُند اما عمیق

  • پلوتو با سرعتی بسیار کمتر از زمین حرکت می‌کند، اما این کُندی به‌معنای ضعف نیست- بلکه نشانگر نیاز به جذب، درک، و تبدیل تجربه‌ها با ریتمی درونی است. عقرب‌ها نیز به همین شکل عمل می‌کنند: با کندی و دقت، اما با عمقی بی‌نظیر.

پنهان‌ کاری درون و رازهایی در آسمان

  • کشف دشوار پلوتو، ما را به یاد رازآلودی و دشواری درک شخصیت متولدین نشان عقرب می‌اندازد. آن‌ها مانند پلوتو، در ظاهر دور و غیرقابل ‌دسترس به نظر می‌رسند، اما در پس این ظاهری سرد، جهانی درونی و غنی پنهان است.

سفری به اعماق آگاهی

  • پلوتو گاه وارد مدار نپتون می‌شود-حرکتی نمادین از توانایی عبور از مرزها و ورود به سطوح عمیق‌تر آگاهی. این قدرت نه‌ فقط به عقرب‌ها، بلکه به هر کسی که با انرژی پلوتو هم‌نوا شود، عطا می‌شود.

سردی بیرونی، دعوتی به درون

  • ظاهر خشک، تاریک و سرد پلوتو شاید یادآور چگونگی برخورد ما با دیگران باشد. آیا ما نیز گاه آن‌ قدر سرد و دور به نظر می‌رسیم که دیگران را از خود می‌رانیم؟ شاید این سردی تنها لایه‌ای محافظتی باشد، شاید ما نیز مانند قلمرو پلوتو، نیاز به سفری درونی برای شناخت خود داشته باشیم.

تا زمانی که خود را نشناسیم…

تا زمانی که شهامت ورود به دنیای درونی‌ خود را نداشته باشیم- دنیایی که اغلب تاریک، ترسناک و پر از ناشناخته‌هاست- در چرخه‌ای بی‌پایان از تجربه‌های تکراری، سردی، انزوا و جستجوی بی‌نتیجه گرفتار خواهیم بود. اما اگر این مسیر را با آگاهی و صداقت طی کنیم، شاید روزی به دشت‌های آرام الیسیون برسیم- مکانی برای ارواح پالایش‌ یافته، جایی در آغوش آشتی، روشنی و آرامش.

 

تأثیرات انقلابی پلوتو: مرگ، تولد و روشنگری

  • پلوتو، سیاره‌ای که به تغییرات عمیق و انقلابی شهرت دارد، هیچ‌‌گاه چیزی را بدون هدف از بین نمی‌برد. اگرچه می‌تواند به‌ ظاهر ویرانگر باشد، اما دست دیگرش همیشه آماده ساختن است. او فرمانروای آتشفشان‌هاست، همان‌هایی که با انفجارشان همه ‌چیز را نابود می‌کنند، اما پس از خاموشی، خاکی حاصلخیز از خود به جا می‌گذارند- بستری تازه برای زندگی جدید.

پایان‌ها، آغازی نو

  • پلوتو زنگ پایان وضعیت‌های فرسوده را به صدا در می‌آورد تا راه را برای تولد چیزی بهتر و معنادارتر هموار کند. بسیاری از ما در برابر این انرژی مقاومت می‌کنیم، نه به این دلیل که تغییر بد است، بلکه چون از ناشناخته‌ها می‌ترسیم. رها کردن آنچه برایمان آشناست، اغلب با اندوه و از دست دادن همراه است. اما پلوتو ما را دعوت می‌کند تا در دل این سوگواری، امکان رشد و آفرینش دوباره را بیابیم.

پلوتو، تنها پیام‌آور مرگ نیست

  • اغلب تنها جنبه تاریک پلوتو دیده می‌شود- سیاره‌ای که با مرگ و نابودی همراه است. اما چند درصد از آنچه امروز از آن لذت می‌بریم، بدون مرگ چیزی در گذشته، ممکن می‌شد؟ طبیعت همواره از طریق چرخه‌ مرگ، تولد و بازآفرینی خود را تجدید می‌کند، و پلوتو ابزار این بازسازی است.

از مرگ به آگاهی، از خامی به خرد

  • پلوتو در سطح بالاتر، اکتاو روحانی مارس است. درحالی ‌که مارس نماد تمایلات و انگیزه‌های فوری است، پلوتو این امیال را به سطوح بالاتر هدایت می‌کند- از جسم به ذهن، و از ذهن به روح. او ما را به سوی روشن‌گری و خرد دعوت می‌کند.

ایزابل هیکی، اخترشناس و نویسنده نامدار، ما را به یاد الهه مینروا می‌اندازد- الهه خرد در اساطیر، که تنها زمانی می‌جنگید که هدفش صلحی پایدار و عمیق بود. این یعنی ما نیز باید از انرژی انقلابی پلوتو برای رسیدن به خرد درونی بهره ببریم، نه برای ویرانی بیهوده.

📍 موقعیت سیاره پلوتو در چارت تولد

  • در چارت تولد هر فرد، پلوتو ناحیه‌ای را نشان می‌دهد که بیشترین ظرفیت برای دگرگونی، رشد و بیداری دارد. این بخش زندگی ممکن است با بحران یا تجربه‌های دشوار آغاز شود، اما پتانسیل نهایی آن، تولدی تازه و آگاهی‌ای ژرف‌ تر است.

    • پلوتو در چارت تولد شما، محل تحول و بازسازی روحی‌تان را نشان می‌دهد.
    • او شما را وادار می‌کند که به اعماق بروید، سقوط کنید، اما با نوری تازه به سطح بازگردید.
    • بدون رها کردن گذشته، نمی‌توان آینده‌ای نو ساخت.

    پلوتو به ما یاد می‌دهد…

    برای صعود به نور، ابتدا باید به تاریکی درون خود سفر کنیم.

     

توضیحات بیشتر….

کشف سه سیاره در سه قرن: پیام‌آوران تکامل روح

  • در سه قرن اخیر، آسمان سه راز بزرگ خود را بر ما گشود. سه سیاره کشف شدند که هر کدام پیام‌ آور مرحله‌ای نو از آگاهی و تکامل روح بشر بودند.
  • اورانوس، سیاره‌ای که در قرن هجدهم پدیدار شد، نماد بیداری، انقلاب و تغییرات ناگهانی است. کشف آن با تحولات بنیادینی در شیوه زندگی، علم و آزادی‌های فردی هم‌ زمان بود.
  • نپتون، کشف‌ شده در قرن نوزدهم، ما را به دنیای تخیل، شهود و عرفان برد.
  • و در نهایت پلوتو، که در قرن بیستم وارد صحنه شد، سیاره‌ای که به تاریکی، مرگ، دگرگونی و تولد دوباره مربوط است- هم در سطح فردی و هم جمعی.

سیارات جدید و حکمرانی بر زودیاک

با کشف این سیارات فراتر از سترن، نیاز به اختصاص آن‌ها به نشان‌های زودیاک احساس شد:

  • اورانوس به نشان آکواریوس | دلو داده شد، نشانی مترقی، نوآور و غیرقابل‌ پیش‌بینی، درست مانند اورانوس.
  • نپتون به حکمرانی بر حوت | دوماهی‌ رسید، نشانی شهودی، رویا پرداز و معنوی، درست مانند طبیعت نپتون.
  • اما در مورد پلوتو، بحث‌های زیادی مطرح شد.
  • سرانجام، این سیاره به نشان عقرب سپرده شد- نشانی پر رمز و راز، عمیق، دگرگون‌ ساز و در پی حقیقت‌های پنهان. عقرب، درست مانند پلوتو، با مفاهیمی چون مرگ، باززایی، قدرت، و دگرگونی گره خورده است.

دلایل انتخاب عقرب به عنوان خانه پلوتو

  • شواهد نمادین و کیهانی بسیاری نشان می‌دهند که پلوتو شایسته حکمرانی بر عقرب است…
  • در لحظه کشف پلوتو، این سیاره در ۱۷ درجه از دومین دکان سرطان|خرچنگ قرار داشت، دکانی که تحت نفوذ عقرب است.
  • همچنین، زمانی که کشف پلوتو به صورت رسمی و عمومی در ۱۲ مارس ۱۹۳۰ اعلام شد، خورشید در سومین دکان حوت بود- دکانی دیگر که با عقرب پیوند دارد.
  • از سوی دیگر، از دیدگاه باستانی، مرگ و دنیای زیرزمینی تحت سلطه‌ خدای پلوتو (هادس) بودند، همان مفاهیمی که به خانه هشتم زودیاک- یعنی خانه عقرب- نسبت داده می‌شود.

بنابراین، پلوتو نه‌ تنها به‌ درستی در جایگاه حکمرانی بر عقرب قرار گرفت، بلکه انرژی‌اش نشان‌ دهنده جوهره‌ پنهان و تحول‌ آفرین این نشان نیز هست.